محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
94
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
خوشبختانه برخوردهاى تعصبآميز نسبت به گذشته خيلى كم شده است ، بهطور مثال در زمان سابق اگر مكىها در داخل كعبه شخص ريش تراشيدهاى را مىديدند با تندى با او برخورد كرده و چه بسا او را از كعبه بيرون مىراندند اما امروزها از اين نوع حوادث كمتر به چشم مىخورد . البته نبايد از اين حقيقت نيز غفلت كرد كه برخى افراد در نقل ماجراها مبالغه مىكنند و حوادث را بزرگتر از آنچه روى داده جلوه مىدهند در صورتى كه اگر اندكى حسن نيت وجود داشته باشد موضوع بهقدرى جزيى و بىاهميت بوده كه به سادگى قابل چشمپوشى و گذشت خواهد بود . از جمله داستان مردى از اهالى كشور الجزاير است كه در ماه رمضان امسال براى بهجا آوردن حج عمره به مكه مشرف شده بود او در خانه خدا در حجر اسماعيل ايستاده بود در همان مكان برحسب اتفاق شخصى در حال نماز بود كه به علت كثرت جمعيت جاى كافى براى سجود نبوده لذا با اشاره دست از مرد الجزايرى مىخواهد تا فضاى مناسب براى سجده نمودنش را فراهم نمايد در اين هنگام مرد الجزايرى عصبانى شده شروع به سر و صدا مىكند و به گمان اينكه آن مرد وهابى است در حالى كه وهابى نبوده است با صداى بلند مىگويد شما به اسلام و پيامبر اسلام اهانت كرديد ، قبور اهلبيت پيامبر را ويران نموديد و چه كارهاى ناشايستى كه نكرديد و . . . به همين علت مردم زيادى دور او جمع شدند و او مرتب فرياد مىكشيد و فحش و ناسزا مىگفت مسئله خيلى جدى و مهم شد با اينكه ما مجبور شديم براى تمام كردن مناقشه و دعوا با مرد الجزايرى كنار بياييم اما